نرجس
 
   



چگونه با فرزندانمان صمیمی تر باشیم؟

 

 

 

با افزایش سن ازدواج، کاملا طبیعی است که اختلاف سنی پدران و مادران و نیز فرزندان بیشتر و بیشتر شود و گاهی به بیش از سی و پنج سال هم برسد. وجود این میزان اختلاف سنی منجر به اختلاف در نوع گفتار، کردار و حتی دیدگاه والدین و فرزندان می شود.


اما اگر به نکاتی که در ذیل اشاره می شود، توجه کنیم بهتر می توانیم همپای کودکان خود باشیم.

عشق ورزیدن
می توانید با کودکتان رابطه خوبی برقرار کنید، به شرط آن که اجازه بدهید عشق و محبت شما را نسبت به خودش احساس کند. محبت قلبی به تنهایی، برای ارضای خواسته های درونی کودک کافی نیست.


او به عشق و محبتی نیازمند است که آثارش در رفتار و گفتار پدر و مادر نمودار باشد. بچه ها از نوازش، بوسه و تبسم و حتی از آهنگ محبت آمیز سخنان شما احساس آرامش می کنند و اعتماد به نفسشان تقویت می شود و درمی یابند که در زندگی، افرادی هستند که بدون هیچ گونه انتظاری، عاشقانه آنها را دوست دارند و از آنها حمایت می کنند، اینجاست که به خودشان می قبولانند با وجود این افراد هیچ گاه تنها نخواهند ماند.


وقتی به فرزندتان اظهار محبت می کنید او به شما و محیط خانه علاقه مند می شود و کمتر پیش می آید، جذب دوستان ناباب و مواد مخدر شود و به لحاظ روحی و جسمی نیز فرد سالم تری خواهد بود. پس همیشه به فرزندتان محبت کنید و بگویید که دوستش دارید و عاشقش هستید، اما باید بدانید که اظهار محبت وسیله تربیت است و نباید مانع تربیت شود.


بنابراین والدین باید حساب عشق به فرزند را از تربیت جدا کنند، او را صمیمانه دوست بدارند ولی عیوب و رفتار نادرستش را با روشی عاقلانه اصلاح کنند، زیرا فرزند شما همیشه کودک باقی نمی ماند.

کشف علایق مشترک خود و فرزندان
ممکن است شما به دلیل اختلاف سنی که با فرزندتان دارید، برای برقراری ارتباط خوب و صمیمانه با او، مشکلاتی داشته باشید. در این مواقع بهتر است به دنبال نقاط مشترک بین خود و فرزندتان باشید. مثلا شاید هر دوی شما وقت تان را برای خواندن کتاب، ورزش یا دوچرخه سواری صرف کنید. بنابراین سعی کنید علایق مشترک خود و فرزندتان را بیابید و با استفاده از وجود این علایق، رابطه دوستانه ای میان خودتان ایجاد کنید.


گام دیگر این است که بدانید فرزندتان چگونه وقتش را می گذراند و مشغول انجام چه نوع کار و فعالیت هایی است. زمانی را هر چند کوتاه به او اختصاص بدهید و در کارها و فعالیت هایی که دوست دارد، شرکت کنید. حتی می توانید دست فرزندتان را بگیرید، به پارک بروید و همپای او روی چمن های سرسبز بدوید، گل های رنگارنگ را نوازش کنید، بلند بلند بخندید و آواز بخوانید و درباره موضوعات مختلف با هم صحبت کنید و از این که در کنار یکدیگر هستید لذت ببرید. این نکته حائز اهمیت است. اگر چند تا بچه دارید برای هر کدام از آنها زمانی را جداگانه اختصاص بدهید.

صبور بودن
اگر یک روز سخت و پرمشغله را پشت سر گذاشته اید، لطفا تلافی آن را سر بچه ها در نیاورید. همه ما در زندگی روزهای سخت و پرکار داریم، ولی باید آرامش خود را حفظ و راهی برای کاهش خستگی روزانه پیدا کنیم.


سعی کنید وقتی کنار افراد خانواده بویژه کودکان هستید، شاد و پرانرژی باشید، زیرا بچه ها پدر و مادر شاد و پرانرژی می خواهند، نه پدر و مادر خسته و عصبی.


این نکته مهم است، زمانی که فرزندتان با شما صحبت می کند مدام کلام او را قطع نکنید، چراکه احساس می کند تمایلی به شنیدن حرف هایش ندارید، لذا از حرف زدن با شما دلسرد می شود. همیشه سعی کنید صبور باشید و به حرف فرزندتان بدقت گوش کنید، زیرا این گونه به او می فهمانید، آن قدر برایش ارزش و احترام قائلید که حاضرید تمام حرف هایش را بشنوید. با این روش می توانید متوجه مشکلات ریز و درشت فرزندتان بشوید و بموقع به او کمک کنید. به اهداف و احساساتش احترام بگذارید و همیشه به او بگویید چقدر دوستش دارید.

بازی کردن
کودک بازی کردن با پدر و مادرش را دوست دارد و همین را یکی از دلایل محبت می داند. در ضمن بر اثر همین بازی هاست که علایق ذاتی کودک و اخلاق و رفتار اجتماعی و فردی او شکل می گیرد. به این ترتیب یک راه درست برای تقویت روابط بین شما و فرزندتان این است که با او بازی کنید و قاه قاه بخندید. اجازه ندهید مدام با رایانه بازی کند.


بازی های زمان کودکی خودتان را به او یاد بدهید. زمان بیشتری را با فرزندتان سپری کنید. او به وجود شما در کنار خود احتیاج دارد.


حتی می توانید بازی هایی را انتخاب کنید که تک تک افراد خانواده بتوانند در آن شرکت کنند، مثل بازی اسم فامیل یا منچ … گاهی اوقات با هم به پارک محل بروید، سوار تاب شوید، از پله های سُرسُره، بالا بروید و با هم سر بخورید و کلی خوش بگذرانید. وقتی در کنار فرزندتان هستید با تمام وجود کنارش باشید تا او هم وجود شما را در کنار خود احساس کند و شاد باشد.

نظم و قانون حاکم بر خانواده
بهتر است بچه ها در خانه ای بزرگ شوند که قانون داشته باشد. خانه ای که در آن نظم و قانون نباشد، بچه ها آزادانه هر کاری را که دوست داشته باشند انجام می دهند، مثلا تا هر ساعتی که بخواهند پای رایانه می نشینند و بازی می کنند یا تا نیمه های شب تلویزیون تماشا می کنند و… .


اگر می خواهید رابطه خوبی با فرزندتان داشته باشید، باید قوانین خاصی تعیین و این قوانین را به طور ثابت اجرا کنید. برای مثال، ساعات خاصی را برای دیدن برنامه های تلویزیون یا بازی های رایانه ای تعیین کنید یا انجام بعضی کارهای خانه را بر عهده فرزندتان بگذارید، البته کارهایی که در حد توانش باشد.


ممکن است ابتدا کمی خسته شود و غر بزند، اما بعد متوجه می شود شما به او اعتماد کرده اید که انجام برخی از کارها را به او سپرده اید. در نتیجه خوشحال می شود و احساس مسئولیت می کند و در آینده نیز فرد مسئولیت پذیری می شود.


این نکته مهم است که اگر گاهی فرزندتان نتوانست کارها را در حد عالی انجام بدهد، او را تنبیه نکنید، سرش غر نزنید و نگویید تو از عهده هیچ کاری برنمی آیی، زیرا اعتماد به نفسش را از دست می دهد، بنابراین فرصت دیگری به او بدهید و کمکش کنید تا کارش را درست و دقیق انجام بدهد.

 

موضوعات: گزارشات فرهنگی مدرسه  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-01-15] [ 10:16:00 ق.ظ ]




با حسادت کودكان چه کنیم؟

 

 

 

 

 

این احساسی طبیعی است اما اگر کودک هر بار بخواهد خودش را با بقیه مقایسه کند دچار مشکلاتی خواهد شد. به همین علت لازم است به کودکتان یاد بدهید که بتواند احساس حسادت خود را کنترل کند. بدین ترتیب نه تنها احساس بهتری خواهد داشت بلکه بهتر می‌تواند با دیگر کودکان برخورد کند و روابط اجتماعی بهتری داشته باشد. می‌پرسید چگونه؟ در این مقاله بخوانید:
حتماً شما هم وقتی کودک 4 ساله‌تان با حسرت از ماشین پسر همسایه تعریف کرده و از شما خواسته تا مثل همان را برایش بخرید متوجه حسادت فرزندتان شده‌اید. شاید هم وقتی دخترتان عروسک دخترخاله‌اش را یواشکی برداشته تا با خودش به خانه ببرد متوجه شده باشید که او هم درگیر حسادت شده. گاهی هم کودکان بزرگتر به همکلاسی‌شان که نمره بالاتر گرفته حسادت می‌کنند و ممکن است با به دنیا آمدن یک نوزاد جدید در خانه دست به خشونت بزنند و سعی کنند رقیب تازه را از میدان خانواده بیرون کنند.
تجربه این حسادت‌ها که خود انواع مختلفی دارند می‌تواند برای فرزند شما مشکلاتی ایجاد کندو نه تنها روابط او با همسالانش را به خطر بیندازد بلکه باعث سرخوردگی و ناراحتی خود او هم بشود. به همین علت متخصصان توصیه می‌کنند با روشهای زیر سعی کنید به کودک کمک کنید که حس خود را کنترل کند و به جای حسادت، غبطه را جایگزین کند تا او را به تلاش بیشتر وادارد نه آسیب رساندن به خودش و دیگران!

احساسات کودک را بشناسید
سعی نکنید حسادت کودک را محکوم کنید. این روش فایده‌ای برای او ندارد. کودک وقتی ببیند به احساس او توجهی نمی‌کنید و انگار خواسته او را نمی‌شنوید، بلندتر داد می‌زند تا به او توجه کنید. بنابر این سعی کنید به کودک نشان دهید که به احساس او اهمیت می‌دهید. مثلا به او بگویید می‌دانم برایت سخت است که وقتی من خواهر کوچکت را می‌خوابانم، تو خودت لباس‌هایت را عوض کنی اما اگر کمی صبر کنی می‌توانم به تو کمک کنم. می‌دانم دلت می‌خواهد من بیشتر با تو بازی کنم. من هم دلم برای بازی با تو تنگ شده امالازم است مراقب خواهر کوچولویت باشم تا بزرگتر شود و بتواندبا تو بازی کند. یا مثلا وقتی در بازی بازنده می‌شود. به او بگویید می‌دانم که نا امید شدی ودلت می‌خواست تو هم مثل احسان برنده شوی اما خوب بازی کردی و می‌توانی دفعه بعد تو برنده باشی.

همه یا هیچ را انتخاب نکنید
بعضی از کودکان به علت مقایسه کارهای خودشان با دیگران و حسادت به دیگران از انجام کارهای مورد علاقه‌شان هم باز می‌مانند. محسن کودکی علاقه‌مند به نقاشی و کارهای هنری است اما با شروع مدرسه مدام کار دستی و نقاشیهای خودش را با بقیه مقایسه می‌کند و می‌بیند که مال بقیه همکلاسیهایش بهتر است.
بعد از مدتی او دیگر تمایلی به انجام این کارهای هنری نشان نمی‌دهد و از انجام آن سر باز می‌زند. فکر می‌کنید والدینش چگونه می‌توانند به او کمک کنند. مادر محسن به او می‌گوید: من هم زیاد نقاشی ام خوب نبود. اما از نقاشی کردن لذت می‌بردم. به همین علت زیاد نقاشی می‌کشیدم و تمرین می‌کردم تا اینکه نقاشی ام بهتر و بهتر شد. تو هم هر چه بیشتر تمرین کنی نقاشی ات زیبا‌تر از قبل می‌شود.
کودکان در سنین ابتدایی خیلی زود نتیجه می‌گیرند که در یک فعالیت خاص توانایی خوبی دارند یا ضعیف هستند. مازیار به فوتبال علاقه دارد اما بازی نمی‌کند چون فکر می‌کند که خوب فوتبال بازی نمی‌کند. او مرتب از بازی ارسلان تعریف می‌کند و حتی به او حسادت می‌کند که اینقدر خوب می‌تواند گل بزند.به نظر شما پدرش چه به او بگوید تا حسادت او به ضررش تمام نشود. پدر مازیار به او گفت: پسرم به نظر تو بهترین بازیکن فوتبال درایران کیست؟ چرا؟
بعد از توضیحاتی که مازیار داد پدرش از او پرسید: فکر می‌کنی بقیه بازیکنان فوتبال کشور که به خوبی او نیستند چه باید بکنند؟ آیا بهتر نیست فوتبال را کنار بگذارند؟ اگر همه بازیکنها این طور فکر کنند و بازی را کنار بگذارند فکر می‌کنی چه بلایی سر فوتبال کشور می‌آید؟ همین اتفاق درباره بقیه موضوعات هم می‌افتد. بنابر این همه در جایگاه خود تلاش می‌کنند تا کار خود را خوب انجام دهندو تو هم بهتر است همین کار را بکنی.

لذت هدیه دادن را به او بچشانید
حسادت به وسایل و اسباب بازیهای دیگران ساده‌ترین و رایج‌ترین نوع حسادتهای کودکانه است که ممکن است بارها با آن روبرو شده باشید. مینا از مدرسه بر می‌گردد و به مادرش می‌گوید که کفش سارا- همکلاسی اش- خیلی زیبا بوده و او هم از همان کفشها می‌خواهد. علی از پدرش می‌خواهد که برایش پلی استیشن بخرد چون پسر همسایه هم از این بازیها دارد. ممکن است والدین تسلیم خواسته‌های جزیی کودک شوند اما گاهی ممکن است واقعااز عهده تهیه چنین وسایلی برنیایند و آنوقت چه باید کرد؟ اگر شما به کودکتان پس انداز کردن را یاد بدهید می‌توانید به او کمک کنید تا با پول تو جیبی و یا عیدی‌های خودش اسباب بازیها و لباسهای مورد علاقه‌اش را تهیه کند. در ضمن می‌توانید به او نشان دهید که با گذشتن از بعضی خواسته‌های خودش می‌تواند به کسانی که مشکلاتی دارند کمک کند و احساس خوشایندی از این کمک به دیگران پیدا کند و آنوقت می‌فهمد که اگر چه او کفش مورد علاقه‌اش را که گران قیمت بود نخریده اما در عوض به دوست دیگرش که لباس گرم نداشته کتی هدیه داده که او را گرم نگه می‌دارد.
آنوقت است که حس قدر دانی جای احساس حسادت را در وجود فرزندتان خواهد گرفت. در این حالت کودک شما کم کم متوجه می‌شود که حق انتخاب دارد. می‌تواند هر روز چشم به وسایل دیگران بدوزد و حسرت داشتنشان را بخورد یا اینکه به آنچه ضروری است بسنده کند و از هدیه دادن به دیگران لذت ببرد.

بر توانایی‌هایش تکیه کنید
اغلب کودکان خود را با خواهر و برادرشان مقایسه می‌کنند و به آنها حسادت می‌کنند. درباره وسایل شاید بتوانید با همسان خرید کردن این حس را کم‌تر کنید اما درباره توانایی‌های فردی که معمولا متفاوت است نقش شما بسیار حساس‌تر می‌شود.
در این باره بهتر است بر توانایی‌های فردی آنها بدون اینکه مقایسه‌ای انجام دهید، تاکید کنید و نشان دهید که به این توانایی‌ها افتخار می‌کنید و البته بدون مقایسه هر کدام را بخاطر یک خصوصیت خاص تحسین می‌کنید. مثلا به فرزندتان بگویید که از طرز داستان تعریف کردن او خوشتان می‌آید و لذت می‌برید وقتی او با قصه گویی‌اش همه را می‌خنداند. و فرزند دیگرتان را به خاطر شعرخواندنش تحسین کنید و به آنها بفهمانید که هر دو آنها را دوست دارید و به آنها افتخار می‌کنید. یادتان باشد همه کودکان حتی تلخ‌ترین آنها هم خصوصیاتی دوست داشتنی در خود دارند که بتوانید آن را برجسته کنید و به آن تاکید کنید.

در همه چیز عدالت را رعایت کنید
وقتی برای یکی از فرزندانتان خرید می‌کنید مطمئن باشید که خواسته‌های دیگری هم از نظرتان دور نمانده است. اگر امروز برای پسرتان توپ فوتبال می‌خرید، بهتر است همین امروز برای دخترتان هم چیزی بخرید حتی اگر یک گل سر کوچک باشد.
اگر سن و سال و جنس فرزندانتان به هم نزدیک است بهتر است مشابه برایشان خرید کنید تا بهانه به دست آنها ندهید. اما تا می‌توانید سعی کنید بریگانه بودن آنها در نوع خود تاکید کنید. مثلاً اگر یکی از آنها فوتبالیست خوبی است و دیگری خوب نقاشی می‌کشد می‌توانید برای یکی توپ فوتبال و برای دیگری مداد رنگی تهیه کنید و علت این تفاوت را هم گوشزد کنید.

مراقب رفتار و گفتارتان باشید
وقتی کودکی دارید که به نوزاد حسادت می‌کند، یادتان باشد که کودک بزرگ‌تر را با حرفهایتان بر علیه کودک کوچکتر تحریک نکنید. مثلا به جای اینکه بگویید بچه خوابیده نمی‌توانیم به پارک برویم. به کودک بگویید: عصر وقتی هوا خنک‌تر شد به پارک می‌رویم.
مسلما کودک می‌فهمد که با به دنیا آمدن فرزند دیگر شرایط تغییر کرده اما شما سعی کنید طوری رفتار کنید که این تغییرات برای کودک بزرگتر به تدریج جا بیفتد. مثلا اگر هر شب برای او قصه می‌گفتید و حالا نمی‌توانید هر شب این کار را بکنید اما می‌توانید از همسرتان بخواهید که گاهی او نوزادتان را بخواباند تا شما بتوانید برای کودک بزرگتر قصه بخوانید. یا حتی وقتی که نوزادتان آرام است می‌توانید آنها را کنار هم بخوابانید و برای هر دوشان قصه بخوانید.

احساسات خود را بیشتر بیان کنید
اگر فرزندتان به خواهر و برادر کوچکترش حسادت می‌کند، ابراز محبتتان را نسبت به او بیشتر کنید. مثلاً در طول روز بیشتر او را بغل کنید و در هر زمانی که می‌توانید به او توجه کرده و با او حرف بزنید و بازی کنید. وقتی او ازخواهر و برادر کوچکترش مراقبت می‌کند و با آنها خوش رفتاری می‌کند او را تشویق کنید.

الگو باشید
به او نشان دهید که چگونه با دیگر کودکان رفتار کند. مهربانی با کوچکترها و مراقبت از آنها را با رفتارتان به او یاد بدهید. تنها گفتن کافی نیست. او از رفتار شما یاد خواهد گرفت که با کوچکترها چگونه برخورد کند. وقتی کودک به خواهر و برادر کوچکش نزدیک می‌شود و سعی می‌کند با او بازی کند مدام او را تهدید نکنید ونترسانید. بلکه از این زمان برای یاد دادن رفتار با کودک بهره ببرید.

انضباط قاطعانه داشته باشید
به کودکان‌تان بفهمانید که باید به همدیگر احترام بگذارند و برای برداشتن اموال یکدیگر از هم اجازه بگیرند. اگر اتاق مجزا دارند به آنها بگویید که لازم است برای ورود به اتاق یکدیگر اجازه بگیرند و سپس وارد شوند.

 

موضوعات: گزارشات فرهنگی مدرسه  لینک ثابت
 [ 10:14:00 ق.ظ ]




روش هایی برای افزایش توجه و تمرکز کودکان

 

 

 

 

فرآیند توجه و تمرکز در کودکان به تکامل سیستم عصبی، حواس و هوش بستگی دارد. لذا برای بررسی این مشکل باید به هریک از عوامل ذکر شده جداگانه پرداخت. تشخیص علت کم توجهی در کودکان بهتر است در تیم توانبخشی و با حضور متخصصان و کارشناسان صورت گیرد. سپس هریک از روش های دارو درمانی، روان شناسی، کاردرمانی و گفتار درمانی وارد عمل خواهد شد. در این مبحث سعی شده است که راهکارهایی برای بهبود اختلال توجه و تمرکز کودکان که قابل اجرا توسط والدین در منزل باشد، ارائه گردد:

 

 

 

تمرینات مربوط به افزایش میزان توجه و تمرکز

 

الف ـ پرورش حس بینایی


1- از کودک بخواهید یک شی نورانی در حال حرکت را با چشم تعقیب کند. شی را در جهات مختلف به صورت صاف یا دورانی حرکت دهید. (به تدریج زمان تمرین را افزایش دهید)

 

2- از کودک بخواهید به طور متناوب به دو شی دور و نزدیک که شما به او نشان می دهید، نگاه کند. (به تدریج زمان تمرین را افزایش دهید.)


3- شما و فرزندتان مقابل هم ر وی زمین بنشینید، توپی را به سمت او بفرستید، از وی بخواهید پس از گرفتن توپ مجدداً آن را به شما بدهد و این کار را تکرار کنید.(به تدریج مدت زمان تمرین را افزایش دهید.)


4- توپی را به یک نخ آویزان کنید و مقابل کودک بگیرید و از او بخواهید با دو دست و بعد با یک دست (به طور یک در میان) به توپ بزند.


5- تعدادی مهره به کودک بدهید تا آن ها را بر اساس ترتیب خاص یا به صورت تصادفی به نخ بکشد.


6- پنج شی مقابل کودک قرار دهید بعد جفت هرکدام از آن اشیاء را نیز یکی یکی به او بدهید تا کنار شی مثل خودش قرار دهد.


7- تمرین فوق را با تصاویر مشابه، مهره های رنگی یا اشکال هندسی مشابه انجام دهید. از هرکدام 4 مورد مقابل کودک بگذارید.


8- متناوب چیدن مهره های رنگی را به کودک آموزش دهید. ابتدا از دو رنگ مهره شروع کنید و از کودک بخواهید آن دو رنگ را یک درمیان بچینید(این کار را تا 5 مهره در رنگ های مختلفی ادامه دهید).


مثال) در مرحله اول با دو رنگ مهره
مهره قرمز، مهره آبی، مهره قرمز، مهره آبی….


9- با سه مکعب یک رنگ طرح های ساده ای بسازید و مقابل کودک قرار بدهید بعد از او بخواهید با مکعب‌های خودش مشابه آن طرح را بسازد (به تدریج تعداد مکعب ها را اضافه کنید.)


10- حافظه بینایی کودک خود را به طریق زیر تقویت کنید:


با سه مکعب ساده طرح ساده ای بسازید، 20 ثانیه فرصت دهید کودک نگاه کند بعد طرح را جمع کنید و از او بخواهید آن چه را به یاد دارد بسازد.


11- طرح های ساده ای به صورت ناقص روی کاغذ بکشید و از کودک بخواهید جزء حذف شده در تصاویر را تشخیص دهید. مثال: تصویر آدم بدون چشم، تصویر موش بدون دم


12- چهار تصویر روی کاغذ بکشید، به طوری که دو تا از تصاویر کاملاً شبیه باشند و از کودک بخواهید از بین 4 تصویر، دو تصویر مثل هم پیدا کرده و به شما نشان دهد.


13- چهار تصویر بر روی کاغذ بکشید به طوری که یک تصویر دیگر فرق داشته باشد. از کودک بخواهید تصویر نامشابه را پیدا کرده و به شما نشان دهد.


14- نقطه هایی را در یک خط صاف بکشید و از کودک بخواهید آن ها را با خط به هم وصل کند (ابتدا نقطه‌ها درشت و نزدیک به هم باشد بعد به تدریج نقطه ریزتر و فاصله دورتر شوند.)


15- دو خط موازی و با فاصله از هم بکشید و از کودک بخواهید با مداد، خطی از میان این راه عبور دهد به طوری که با دو خط کناری برخورد نکند( به تدریج فاصله دو خط کناری را کم کنید)


16- اشکال هندسی مختلف را در اندازه متوسط بکشید و از کودک بخواهید آن ها را با توجه به حاشیه شکل رنگ کند.


17- تمرین روی قیچی کردن طرح کشیده شده روی کاغذ(ابتدا خطوط صاف بعد خطوط منحنی و اشکال مختلف)

 

ب ـ پرورش حس شنوایی

 

1- جغجغه ای را به صدا در آورید و از کودک بخواهید هر وقت صدا شنید دستش را بالا ببرد(در حین انجام تمرین چشم های کودک را ببندید)


2- جغجغه ای را به صدا در آورید و از کودک بخواهید جهت صدا را با دست به شما نشان دهد (در حین انجام چشم های کودک را ببندید)


3- با کودک قرار بگذارید که فعالیتی را انجام دهد و به محض شنیدن صدای سوت آن کار را متوقف کند. به عنوان مثال در یک اتاق کودک پشت به شما راه برود و هر زمان صدای سوت را شنید بایستد مجدداً با فرمان شما شروع به حرکت کند و با شنیدن صدا متوقف شود.


4- چند وسیله صدا ساز(به عنوان مثال سوت، جغجغه، سنتورک، شیپورو…) به صورت (2 عدد هر کدام) تهیه کنید. این وسایل را به کودک بدهید تا مدتی با آن ها بازی کند و با صدای هر کدام آشنا شود. سپس یک نمونه از وسایل را مقابل کودک بگذارید. خودتان پشت او قرار بگیرد و جفت دیگر هر وسیله را به صدا درآورید. از کودک بخواهید پس از شنیدن صدا وسیله مورد نظر را نشان دهد.


5- تصویر چند حیوان را مقابل کودک بگذارید از کودک بخواهید که پس از شنیدن هر صدا (صدای حیوانات که نوار پخش می شود یا شما می گویید) تصویر مربوطه را نشان دهد.


6- کلمه ای را با کودک قرار بگذارید تا هر زمان شنید دستش را بالا ببرد. شما کلمات مختلف را بگوئید و آن کلمه خاص را نیز به طور نامنظم در میان کلمات دیگر بگوئید.


7- داستان کوتاهی را برای کودک تعریف کنید و بعد بلافاصله از متن داستان سوالاتی را از او بپرسید(به تدریج بین تعریف داستان و پرسش از متن فاصله بیندازید تا کودک مجبور شود اطلاعات را در حافظه نگه دارد.


8- حافظه شنوایی کودک خود را به شیوه زیر تقویت کنید.


دو کلمه بدون ربط(مثال: هلو ؛ مداد) به کودک بگوئید و از او بخواهید آن دو کلمه را به همان ترتیب یعنی اول هلو بعد مداد ) بعد از شما تکرار کند. در هر مرحله پس از اینکه کودک موفق شد کلمات را به طور صحیح بعد از شما تکرار کند، یک کلمه به تعدا د کلمات خود اضافه کنید(در آخرین مرحله کودک باید بتواند 5 کلمه را عیناً بعد از شما و با ترتیب صحیح تکرار کند)

 

ج) پرسش حس لامسه


1- از کودک بخواهید چشمهایش را ببیدد و اشیایی را در دست او قرار دهید تا بر اساس زبری یا صافی آن ها را به دو دسته تقسیم کند.


2- مشابه تمرین فوق را با اشیا سرد و گرم انجام دهید.


3- از کودک بخواهید چشمهایش را ببندد و دو شی به طور همزمان در دست های او قرار دهید. کودک باید پس از لمس اشیاء بگوید آنها مثل هم هستند یا متفاوتند.


4- از کودک بخواهید چشمهایش را ببندد، اشیا آشنا و موجود در منزل را یکی یکی در دست او بگذارید و بخواهید پس از لمس هر وسیله، نام آن ها را بگوید.

 


5- اشکال هندسی پلاستیکی را در دست کودک قرار دهید و از او بخواهید شکل را لمس کند و طرح آن را روی کاغذ بکشد(در مرحله لمس شی باید چشم های کودک بسته باشد

موضوعات: گزارشات فرهنگی مدرسه  لینک ثابت
 [ 10:11:00 ق.ظ ]




 

مجموعه: رفتار از کودکی تا نوجوانی

 

 

 نوجوانان دوست دارند آزادانه حرف بزنند و رفتار کنند

 

«این چندمین باره که زنگ می زنم به بابام … اما هر بار یا جواب نمی ده یا می گه کار دارم. بعدا بگو یا شب که اومدم خونه، بگو … الان نمی رسم … بعدا حرف می زنیم. حتی بیشتر اوقات وقتی از طرف مدرسه می خوان که پدر و مادرم تو مدرسه حاضر بشن، اونها نمیان و هر بار هم بهانه و توجیهی برای کارشون دارن. اینجوری هر بار از نمره انضباط من کم می شه. بعد می گن دفعه بعد میایم و باز هم نمیان… اصلا گاهی فکر می کنم هیچ توجهی به من ندارن… شاید هم اصلا دوستم ندارن!»


علی در حالی که ناامید بود، این حرف ها را به دوستش فرهاد، می گفت. او از این ناراحت بود که پدر و مادر او مثل والدین دوستش رفتار دوستانه ای با او ندارند و آنقدر که باید، به وی توجه نمی کنند.


اینکه واقعا پدر و مادر علی به اندازه پدر و مادر فرهاد به او توجه دارند یا نه، موضوعی نیست که بتوان در مورد آن، حکم کلی و درستی صادر کرد. در واقع نوجوانان انتظاراتی از پدر و مادر خود دارند، در حالی که گاهی والدین به این موضوع خیلی اهمیت نمی دهند و تصور می کنند اگر در مواردی توجه لازم را به خواسته های نوجوانان خود نداشته باشند، می توانند در آینده تمام کمبودها را جبران کنند؛ ولی باید این نکته مهم را در نظر بگیرند که مشکلات مربوط به این دوره حساس از زندگی، تاثیرات و تبعاتی دارد که جبران آن در آینده بسیار سخت بوده و حتی گاهی غیرممکن است.


به نوجوانان اعتماد کنید
بر اساس تحقیقات، برآورده کردن خواسته ها و انتظارت نوجوانان، در آینده می تواند سلامت روان و ذهن آنها را تامین کند. نخستین انتظاری که نوجوانان از والدین خود دارند این است که مورد اعتماد والدین شان باشند. با توجه به اینکه نوجوانان هنوز از لحاظ مغزی و روانی به رشد کامل نرسیده اند، گاهی تصمیمات و رفتارهای آنها هیجانی است و صحبت ها، مداخلات و پیشنهادهای والدین را نمی پذیرند؛ بنابراین احتمال اینکه آنها در این دوره اشتباهات زیادی بکنند هم بسیار است.


اما با وجود این مسئله چرا نوجوانان همچنان انتظار دارند که پدر و مادرشان به آنها اعتماد کنند؟ زیرا والدین اغلب فرصت توضیح را به آنها نمی دهند اما فراموش نکنیم با وجود اشتباهاتی که نوجوانان دارند، هیچ چیز در این دوران برای آنها بالاتر از وجود والدین آرامش بخش که بتوانند با آنها حرف بزنند، نیست.


نوجوانان دوست دارند آزادانه حرف بزنند و رفتار کنند اما چون والدین نگرانند که مبادا اشتباهات نوجوانان در آینده، آنها را وارد فضاهای پیچیده منفی بکند، مداخلات سرکوبگرانه ای انجام می دهند که نتیجه آن، گرایش فرزندان به سوی هم سن و سالانشان است.

 

 

انتظار نوجوانان از والدین این است که آنها محرم اسرار فرزندان شان باشند

 

محرم اسرار نوجوانان باشید
دومین انتظار نوجوانان از والدین این است که آنها محرم اسرار فرزندان شان باشند؛ به طوری که فرزندان به راحتی بتوانند مشکلات شان را با والدین در میان بگذارند. به طور کلی نوجوانان از والدین شان انتظار دراند برای آنها گوش شنوا باشند و به جای سرزنش دائم آنان، درک شان کنند و مهمتر از همه اینکه اگر چیزی را به طور خصوصی به والدین خود می گویند، آنها راز نگهدار فرزندانشان باشند؛ در غیر این صورت، حتما اشخاص جایگزینی را پیدا می کنند که به احتمال زیاد این افراد از دوستان آنها هستند و البته در این مواقع مورد سرزنش والدین قرار می گیرند؛ چون پدر و مادرها نمی توانند علت صمیمیت و نزدیکی بیش از حد فرزندان شان را با دوستان خود درک کنند و با خود فکر می کنند چرا فرزندان شان به جای اینکه با آنها صحبت کنند، ترجیح می دهند با همسالان شان درد دل کنند؟

جالب این است که در بهترین حالت، نوجوانان ترجیح می دهند معلم یا مشاور مدرسه را رازدار خود بدانند که متاسفانه چون اغلب شکاف زیادی بین والدین و فرآیند مشاوره وجود دارد، آنها تمایلی برای رفتن پیش مشاور ندارند و با توجه به اینکه خانواده ها هم در این حالت رازدار خوبی نیستند و نمی توانند اعتماد فرزندشان را جلب کنند، نوجوان به پنهان کاری رو می آورد و کم کم مشکلاتش را در خانواده مطرح نمی کند و والدین هم اغلب از این رفتار گله دارند.

برای اینکه والدین چنین مشکلی با فرزندان شان نداشته باشند، باید از سبک مستبدانه، اجبار و تحکم برای پذیرفتن قوانینی که در خانواده حاکم است دوری گزینند. انطعاف پذیری بیشتری داشته باشند و با در نظر گرفتن نیازهای نوجوان شان، فضای صمیمانه و دوستانه ای را در خانه به وجود بیاورند.

به نوجوان حق انتخاب دهید
گاهی والدین در تصمیم گیری های نوجوانان شان بیش از اندازه مداخله می کنند و در این خصوص به وی آزادی نمی دهند. به این ترتیب، نوجوان به صورتی تربیت می شود که نه مهارت های اجتماعی را یاد می گیرد و نه اعتماد به نفس لازم را برای حل مشکلاتش دارد؛ به همین دلیل به والدین توصیه می شود گاهی نوجوان را در تصمیم گیری هایش آزاد بگذارند.

گاهی هم والدین به نوجوان خود برچسب هایی مثل بزرگ و بالغ نشدن یا تشخیص ندادن راه درست از غلط می زنند و به همین سبب او نمی تواند حتی در بزرگسالی توانایی حل مسئله و برخورد صحیح با مشکلات را یاد بگیرد؛ در نتیجه صمیمیت و نگرش مثبت در رابطه والد و فرزند از بین می رود؛ پس لازم است والدین سعی کنند به تدریج فرزندشان را در تصمیم گیری هایی که خیلی مهم و سرنوشت ساز نیستند، آزاد بگذارند.

نوجوان نیازمند تایید و تشویق است
نوجوان در هر شرایطی به تایید، تشویق، علاقه و توجه والدینش نیاز دارد. اینکه همه ما دوست داریم در آینده کارمندان، فرزندان و همسران مسئولی داشته باشیم، امری بدیهی است ولی آیا تا به حال فکر کرده ایم که خودمان در قبال مسئولیت پذیری دیگران، چگونه باید رفتار کنیم؟

یادمان باشد کودکان و نوجوانان همانطور که والدین شان از آنها انتظار دارند مسئولیت پذیر باشند، آنها نیز متقابلا همین انتظار را از والدین خود دارند. یکی از مهمترین مسئولیت هایی که والدین در قبال نوجوانان دارند و موجب رضایت بیشتر آنان می شود، این است که مدام علاقه، عشق و نیز احساس تعلق، ارزشمندی و امنیت عاطفی را به نوجوان خود القا کنند. در واقع اگر خانواده ای بتواند این حس را به فرزند خود بدهد، بسیار با ارزش است چون بدین ترتیب احساس اطمینان و رضایتی که با جنبه سلامت روان در ارتباط است، در نوجوان به وجود می آید. ما اغلب در خانواده بیشتر از آنکه به رفتارهای مثبت افراد پاداش بدهیم، سعی می کنیم رفتارهای اشتباه را مورد انتقاد قرار دهیم. 

 

نوجوان در هر شرایطی به تایید، تشویق، علاقه و توجه والدینش نیاز دارد

 
والدین باید خودشان به گفته های شان عمل کنند
وقتی والدین، به عنوان الگو، چیزی را از فرزندان خود می خواهند، حتما باید خودشان هم به آن عمل کنند؛ یعنی وقتی نوجوان ببیند گفته های والدین با رفتارهای آنها در تعارض است، نمی تواند آن گفته ها را بپذیرد؛ مثلا اگر والدین از فرزندان خود می خواهند که مدیریت مالی داشته باشند و پول های شان را بیهوده خرج نکنند، حتما خودشان هم باید بتوانند این کار را به درستی انجام دهند یا اگر والدین می خواهند فرزندان شان به آنها احترام بگذارند، باید متقابلا خودشان هم احترام آنان را حفظ کنند.

شیوه تربیتی والدین باید با همدیگر هماهنگ باشد
یکی دیگر از مشکلاتی که باعث می شود نوجوانان به حرف های پدر و مادر خود بی توجهی کنند، این است که در رفتار والدین قاطعیت لازم وجود ندارد یا حرف و شیوه تربیتی والدین و درخواست های آنها از نوجوان با هم هماهنگ نیست؛ بدین ترتیب نوجوان نمی داند کدام رفتار صحیح است و چگونه باید عمل کند و به حرف کدام یک از والدینش گوش دهد؛ مثلا اگر یکی از والدین سهل گیر باشد و دیگری سختگیر، نوجوان واقعا سردرگم می ماند که چگونه باید عمل کند.

بدین صورت او احساس می کند در دنیای ناامنی زندگی می کند؛ زیرا در دنیای او رفتارها و پیامدهای ناشی از آن، روز به روز تغییر می کند؛ یعنی یک رفتار در یک روز پیامد خوب و در روز دیگر پیامد منفی و حتی مجازات دارد.

نکات قابل توجه والدین
توجه به چند عامل می تواند موجب حفظ بهداشت روانی نوجوانان شود:

- اینکه والدین همواره به نوجوان احترام بگذارند و دوستش داشته باشند؛ نه فقط زمانی که مطابق میل آنها رفتار می کند.
- والدین باید سعی کنند برای فرزند خود الگوی مناسبی باشند.
- پدر و مادر باید به فرزندشان کمک کنند تا وی مسائل مختلف را یاد بگیرد و سطح دانش و علم خود را بالا ببرد.
- همیشه باید قوانینی در خانه وجود داشته باشد تا نوجوان با انضباط بار بیاید.
- لازم است همه افراد در فضای خانواده مسئولیت پذیر باشند. فراموش نکنیم خانواده ها بیشترین تاثیر را بر فرزندان دارند، بنابراین باید خودشان خط مشی درستی داشته باشند و آن را در اختیار نوجوانان هم قرار دهند

موضوعات: گزارشات فرهنگی مدرسه  لینک ثابت
 [ 10:09:00 ق.ظ ]




راههای تربیت اسلامی کودکان

 

 

 

پرهیز از انتقاد و سخت گیری از اصول تربیت اسلامی فرزندان

 راههای تربیت اسلامی کودکان

طبق مطالعه ای كه تأثیرات دین را بر رشد و ارتقای كودكان بررسی كرده است، مشخص شده كودكانی كه والدین مذهبی دارند بهتر از دیگر كودكان رفتار می‌كنند و خود را با شرایط تطبیق می‌دهند.

در مطالعه ای که بر روی بیش از 16 هزار كودك كه بیشتر آنها در سال‌های اولیه ی تحصیل بودند خواستند ارزشیابی كنند كه كودك چه‌قدر بر خود كنترل دارد، چند وقت یك‌بار رفتار ضعیف یا نامناسب از خود نشان می‌دهد و آیا به‌خوبی به همسالانش احترام می‌گذارد و با آنها تعامل دارد یا نه؟ محققان نمرات به‌دست آمده را با اظهارات والدین مبنی بر این‌كه چند وقت یك‌بار به مكان‌های مذهبی می‌روند، آیا در مورد دین با كودكشان صحبت می‌كنند یا خیر و آیا بر سر مسائل دینی در خانه مشاجره می‌كنند یا نه، مقایسه كردند.

نتیجه این بود: كودكانی كه والدینشان به‌طور مرتب در مراكز دینی شركت داشتند (به‌خصوص وقتی هر دوی آنها بسیار مرتب به این مراكز می‌رفتند) و با كودكشان در مورد دین صحبت می‌كردند، نسبت به كودكانی كه والدینشان مذهبی نبودند، هم از طرف والدین و هم از طرف مربیان نمره ی بهتری در مورد كنترل بر خود، مهارت‌های اجتماعی و تمایل به یادگیری كسب كردند.

همچنین این پژوهش نشان داد هنگامی كه والدین غالباًً بر سر مسائل مذهبی بحث و مشاجره می‌كردند، كودكان بیشتر مشكل داشتند.

محققان در توجیه این یافته‌ها می‌گویند: آموزش‌های مذهبی و تربیت اسلامی کودکان به سه دلیل می‌تواند برای كودكان خوب باشد؛ اول این‌كه گروه‌های مذهبی از والدین حمایت اجتماعی می‌كنند و این برای رشد مهارت‌های آنان مفید است. كودكانی كه بـه این گروه‌های مذهبی آورده می‌شوند وقتــی همـان حرف‌های والدین شــان را می‌شنوند كه بزرگســـالان دیگر هـم آنها را تأیید می‌كنند، حرف‌های والدین شـان را در خانـه عمـیق‌تر درك می‌كنند.

دوم این‌كه در تربیت اسلامی کودکان انواع ارزش‌ها و هنجارهایی كه در گروه‌های مذهبی مبادله می‌شود، اغلب به فداكاری و طرفــداری از خانـواده گرایش دارند. این ارزش‌ها در شكل‌گیری ارتباط والدین با كودكان و در نتیجه رشد كودكان در واكنش به این ارتباط بسیار بسیار مهم هستند .

در آخر سازمان‌های مذهبی مهارت‌های والدین را با معانی مقدس عجین می‌كنند.

تربیت اسلامی کودکان چگونه باید انجام پذیرد؟
والدین در راستای پرورش مذهبی کودکان باید از برخی رفتارها که به ظاهر برای پرورش مذهبی، ولی در واقع مانع چنین هدفی هستند، پرهیز کنند که موارد ذیل نمونه ای از راههای تربیت اسلامی کودکان می باشد می باشد:

1- پرهیز از به کارگیری مفاهیم منفی: به منظور پرورش کودک و تربیت اسلامی کودکان باید به حلاوت ها و زیبایی های دین تأکید کرد. کودکان باید با محبت و عشقی که خداوند به همه انسان ها مخصوصاً کودکان دارد، آشنا شوند. چون تصویر اولیه ای که والدین از بالاترین موضوع مذهبی، یعنی خداوند ایجاد می کنند، در گرایش کودک به مذهب اثر شگرفی دارد. بسیاری از والدین در برابر شیطنت های کودکان، مشکلات رفتاری و حتی رفتارهای طبیعی آن ها که خارج از حوصله خودشان است، به استفاده ابزاری از مفاهیم مذهبی روی آورده و خداوند را متهم می کنند که کودکان شلوغ را عذاب می کند و تصویر یک موجود شکنجه گر را از خداوند در ذهن کودک ترسیم می کنند؛ در حالی که عذاب خداوند برای مکلف گناه کار است نه کودکان.

2- تربیت اسلامی کودکان با پرهیز از اجبار در رفتارهای مذهبی: بررسی ها نشان می دهد که بیش تر مخالفان مذهب، از دو گروه می باشند، گروه اول: کسانی که در دوران کودکی و نوجوانی از آگاهی و تربیت مذهبی مناسب برخوردار نبوده اند. گروه دوم: کسانی هستند که تربیت مذهبی آن ها در کودکی با خشونت و سخت گیری همراه بوده است و در حالی که مساله ای را نمی فهمیده اند، آن ها را وادار به عمل کردن به آن می کردند. لذا والدین متدین نباید فرزندان خود را در انجام عبادات و رفتارهای دینی تحت فشار قرار دهند. آن ها باید کلیات دین را بگویند و رفتارها را به او آموزش دهند و در امور جزئی نیز به طور نامحسوس، رفتار و اعمال فرزندان خود را کنترل کنند.

3- پرهیز از انتقاد و سخت گیری: برای دست یابی به تربیت اسلامی کودکان، نباید کودکان و نوجوانان را در معرض انتقاد و ایرادهای فراوان قرار داد و آن ها را به صورت منفی با مذهب و ارزش ها آشنا کرد. شخصیت مذهبی کودک زمانی شکل می گیرد که متناسب با خواسته ها و روحیات و کشش های درونی او رفتار شود و آن در صورتی است که انگیزه های مذهبی به همراه امید و احساس های مثبت به او منتقل شود، نه سخت گیری و انتقاد؛ چرا که انتقاد زیاد از آن ها در هر زمینه ای که باشد، آنان را به سرکشی وامی دارد و تذکر فراوان، موجب پیدایش لجاجت و مقاومت می شود.

حضرت علی (علیه السلام): الا فراط فی الملامة یشب نیران اللّجاج؛ زیاده روی در ملامت، آتش لجاجت را شعله ور می کند.

انتقاد و سخت گیری بی مورد نه تنها تربیت اسلامی کودکان را مورد خدشه قرار می دهد، بلکه موجب مشکلات روحی و روانی نیز می گردد.

4- پرهیز از استدلال های فراتر از توانایی های ذهنی کودک و نوجوان:

شیوه تبلیغ انبیا این بود که با هر فردی به اندازه درک و فهم خود او سخن می گفتند، توجه به این مساله لازم است که کودکان هنوز به دوره تفکر مذهبی شخصی نرسیده اند و ذهن آن ها قدرت کافی برای درک مسائل و ادله پیچیده را ندارد و از هر استدلالی برای اثبات خداوند و یا هر جنبه ای از دین که فراتر از توانایی های ذهنی آن ها باشد، برداشت های ساده، مطلق و غیرواقعی خواهند داشت و اغلب از معنای ظاهری جملات فراتر نخواهد رفت. وقتی هم که در درک مساله شکست بخورند این شکست را متوجه استدلال و بطلان اصل مساله می دانند.

5- جلوگیری از ادامه و تثبیت تفکر خام مذهبی برای تربیت اسلامی کودکان:

کودکان در سنین خردسالی از طریق تخیل، نمادسازی و الگوسازی به تفکر می پردازند. آن ها برای بیان احساس ترس و اضطراب خود، آن را به شکل غول و هیولا به تصویر می کشند و موجودات خوب و دوست داشتنی را به صورت فرشته و امثال آن ترسیم می کنند، به منظور نزدیک تر کردن درک و تفکر کودکان به حقایق چنین مفاهیمی، باید آن ها را به تجارب محدود کودکانه خودشان ارجاع داد؛ به عنوان مثال وقتی کودک از والدین خود درباره مکان، اندازه و شکل خداوند سوال می کند باید در پاسخ او با بیان های سلبی گفته شود: خدا مثل ما نیست که دست و پا داشته باشد، در خانه ای زندگی کند یا قابل دیدن و لمس کردن باشد.

چنین پاسخی هم به زدوده شدن مفاهیم خام موجود در ذهن کودک کمک می کند و هم سوال و کنجکاوی و میل درونی کودک به کشف حقایق دینی باقی مانده و ادامه آن به کشف درونی دین منجر خواهد شد

موضوعات: گزارشات فرهنگی مدرسه  لینک ثابت
 [ 10:08:00 ق.ظ ]